سائب بن مالک جوانی رشید ، غیور و جنگجو است ، وی هم چنان وفادار به مختار تا آخرین لحظات با او می ماند و به او یاری می رساند ، نقش او را حمید رضا عطایی به زیبایی ایفا کرده است .وی نوه حاج ابراهیم عطایی عظیمی است که اصالتاْ رویینی می باشد.آنچه در ذیل می آید از سایت رسمی سریال مختارنامه نقل شده است.
حمیدرضا عطایی ، عضو رسمی فدراسیون نجات غریق
ورود به مختارنامه
باور قلبی من این است که در زندگی هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست و عالم دائما ما را با خودمان رو به رو می کند .
شروع فعالیت هنری
نیمه دوم سال ۱۳۸۲ جهت تمرینات سوارکاری و شمشیر زنی عربی معرفی شدم
ودر فروردین سال ۱۳۸۳ فیلمبرداری کلید خورد و من در تیر ماه همان سال مقابل دوربین عظیم جوانروح قرار گرفتم و اینطوری وارد جریان کار شدم .
شخصیت سائب بن مالک
اولین کاری که کردم رجوع به کتابهای تاریخ بود وبه دنبال شخصیت سائب بن مالک میگشتم جوانی حدود ۳۵ سال ،متحول ، دلاور .
شوق و ذوقی از این بابت که چنین شخصیتی در تاریخ وجود داشته پیدا کردم،چون در مختارنامه شخصیتهای بزرگی داریم که به آنها در تاریخ زیاد پرداخت شده است حالا من باید کاری می کردم نقشی که به من واگذار شده را باور پذیر در بیاورم ، پس می رسیدم به جزئیات سائب که به دو بخش تقسیم می شد یکی ظرافتهای دراماتیک و دیگری ظرفیت های فیزیکی، برای بخش فیزیکی سابقه نزدیک به ۲۵ سال ورزشهای مختلف داشتم ،اما سوار کاری ، شمشیرزنی بلد نبودم برای همین روزی دوبار تمرین می کردم (صبح وعصر) وهمچنین چون شمشیرزنی در صحنه ها زیاد داشتم ، یکی از شمشیرها را به من داده بودند تا درمنزل تمرین کنم .
من در تمام اکشن کاریها از بدلکار استفاده نمیکردم چون رفلکس بدن من اجازه می داد،در کنار شنا ورزش بوکس را هم داشتم این ورزشها در یک جای اساسی به دردم خورد ، به لطف خدا و همه عوامل اعتماد تهیه کننده محترم و لطف میرباقری توانستم از عهده همه سکانس ها بر آیم .
اولین بازی
من این مسئولیت را از دوش خودم برداشتم و گذاشتم روی دوش خداوند و باید خودم را متعهد نشان دهم که من این توانایی را دارم که از من بازی بگیرند بدون هیچ ادعا و اندیشه ای باید خود را مستعد بازی نشان می دادم . خاطرم هست در صحنه هایی که ان روز گرفته می شد تمام بچه ها و عوامل به من انرژی می دادند و خدا را شکر که آن سکانس گرفته شد و آقای میرباقری یک اعتماد به من کرد و این اعتمادها تا جایی پیش رفت تا یک روز برنامه ریز محترم تشخیص دادند که قسمتهایی را به نقش من اضافه کنند .
دلیل این اعتماد
این همان کثرت در وحدت ، همان چیزی که من همیشه به آن اعتقاد دارم من در واقع اعتماد دارم که اینها همه برگزیدگان خداوند بودند که در مسیر راه من قرار گرفتند
من خیلی آگاهانه و بی تعصب دریچه های ذهنم را باز گذاشتم و ذهنیتم این بود که همه نظریه هایشان را بدهند و در نهایت من عمل کنم ، کاملا رها در مختارنامه و با انرژی مثبت ، این باعث شد که در واقع این اعتماد نسبت به من شکل بگیرد .
جزو خاطرات شیرین ومثبت زندگی من در همین رابطه
در جایی دستی روی شانه من خورد و دیدم استاد عبدالله اسکندری هستند و گفتند می خوام اولین نفری باشم که به تو تیریک می گم چون ایشان رایش ها را دیده بوده و من اینجا از ایشان قدردانی می کنم به خاطر تاثیر مثبت عمیقی که روی من گذاشتند و من در اجرای نقشم مصمم تر شدم .
من وارد تیمی شده بودم همه کار کشته ، همه کاربلد این باعث یک شوقی در من شده بود بعد یواش یواش می رفتم جلو ،مسئولیت جای شوق و ذوق را گرفت
خاطرات یا اتفاقات
یک بار پایم در رکاب اسب گیر کرد و چند متر منو کشید در حال کشیده شدن بر روی زمین تو کمرمن سنگی خورد که ۱۵روز خانه نشین شدم و جایی بیان نکردم ، چون اگر به گوش میرباقری می رسید ممکن بود نارحت شود که چرا مواظب خودت نبودی یا مکثی در پروژه ایجاد شود به هر حال بعد از چندین بار زمین خوردن با آن اسب عیاق شدم واز آن بعد این اسب مختص بازیهای من شد.
در یک صحنه دیگربدلکاری ۱۰۰ کیلویی روی پایم افتاد که بعد از آن من با مالک اشتر سکانسی داشتیم که می بایست می دویدیم و چون به کسی نگفته بودم که پام پیچ خورده اجباراَ به مسئول اکسسوار لباس گفتم که برایم دو سایز بزرگتر کفش بیاورد تا پای باند پیچی شده ام در آن جا شود ،ولی آقای میرباقری وقتی فیلم پشت صحنه را دیدند متوجه این قضیه شدند یا صحنه ای در شاهرود از نبرد گرفته می شد که چون خیلی شلوغ بود شمشیر بقل دستی من در دهنه اسب رفت و اسب به پهلو بلند شد و روی من افتاد ، این معجزه بود در این صحنه ها اتفاقات بسیاری افتاد که به همین علت تهیه کننده محترم برای سلامتی افراد قربانی کردند.
میر باقری کارگردان
ما به میر باقری افتخار می کنیم و دوستش داریم ، او فوق العاده آدم با احساسی است که افکارش ، اندیشه هایش در احساسش دخیل می شود و نتیجه آن می شود مختارنامه
تهیه کننده فرهنگی
آقای مهندس فلاّح بدون شک پشتوانه بسیار مطمئنی برای ما در این اثربود ، ایشان تا اوج کار به درست ترین شکل ممکن در قالب هنراز ما پشتیبانی کردند.
عرصه هنر تا کجا ، پیشرفت یا به بالا رسیدن
در عرصه هنر شما باید ببنید کجا زندگی می کنید اینجا کشوری است به نام ایران ، این ذات ما ایرانیان است ، پشت هر ایرانی قدمتی ۷۰۰۰ ساله وجود دارد و در ذات هر ایرانی هنری نهفته است پس جلوی این مردم نمی توان ادعایی از هنر کرد .
نقل شده بصورت مستقیم از وب سایت مختارنامه











سلام من عاشق بازی زیبای اقای عطایی درمختارنامه بودم انشالله که همیشه موفق باشن
من عاشق حمیدممممممممممممممممممممممممممممممم وآرزو دارم موفق باشه
سلام وووووووووووای هیچکس مثل من اقای عطایی رودوسست نداره الهی بیشتر توی تلوزیون ببینیمشون.
سلام…میدونم خیلی از زمان پخش این سریال فاخر میگذره،اما نمی تونتسم نیام در مورد بازی بسیار زیبای آقا حمید عطایی صحبت نکنم…بازی ایشون توصیف ناپذیره…یعنی باید بگم آقا امام حسین به آقا عطایی نظر کرده بودن که این قد خوب بازی کردن و زیر بار اون مشکلاتی که واسشون سر صحنه پسش می اومده،سالم و سلامت هستنو به کارشون ادامه دادن…بازی ایشون طوری بود که آدم فکر میکرد هنرمند کارکشته ای هستن…بهشون تبریک میگم و به خودم افتخار میکنم که این سریالو دنبال کردم واز همه مهم تر اینکه طرفدار ایشون هستم…سعادتیه واسه خودش…نتونستم از پخش دوم این سریال که در این محرم از شبکه ی i.film پخش شد بگذرم و دوباره با اینکه فشار درس خیلی زیاد بود،اما موبه مو دنبالش کردم..این ها همه از عنایت آقا امام حسین هس.خوشحالم…خوشحالم که تونستم آقا عطایی رو بشناسم…واسه ی دوستام از بازی زیبای اوشون میگمةمتاسفانه بعضیا ایشونو نمیشناسن که هیچ،میگن مختارنامه رو ندیدن…اون لحظه دلم واسشون میسوزه که این سریالو از دست دادن…آخه هر شیعه ای دلش واسه این سریالا غنج میره و لک میزنه…منکه اگه هر ثانیه پخش شه نگاهش میکنم…کاش میر باقری های دیگه ای هم توی عرصه ی هنر دیده بشن…منم به خوم افتخار میکنم که شاهد بازی بسیا زیبای آقا عطایی بودم…وقتی فهمیدم ایشون تو سریال یلدا که جدیدا پخش میشه بازی میکنن میکخواستم پروازکنم.ایشون با بازی بسیا عالیشون بایدم فیلم نامه های بی محتوا رو رد کنن.جز این کار کنن بعیده…از همون اول فهمیدم ایشون اهل مادیات نیستن و واسه ی پول هر نقشیو قبول نمیکنن…من به طور حتم به طرفداری از ایشون ادامه میدم و هر چی بگم کم گفتم…باریکلا به آقا عطایی..ان شاالله عمر طولانی داشته باشن و سالم باشنو بازم شاهد بازی های زیبای این چنینی از آقا عطایی باشیم… من همیشه واسه ایشون دعا میکنم…کاش این افراد همیشه مورد حمایت قرار بگیرن و شاهد سریال های بیشتری در مورد ائمه اطهار باشیم…اتفاقا خانم فاطی جون،مگه میشه کسی آقا عطایی رو دوست نداشته باشه…ماهمه نسبت به ایشون ارادت خاص داریم…مگه میشه کسی اینقد انسان باخدایی باشه و تو دلمون جا نگیره؟میخواستم بدونی من دیوونه وار از ایشون طرفداری میکنم.خواستم بدونی که ایشون طرفدارای زیادی دارن…این حرفت ناراحت کننده بود.
باحالهههههههههههههههه
مامانم خیلی رل شماروپسندیده به امید دیدار در سریالهای بعدی